تبليغاتX
عـشــــق تــمــام رویـــای مــــن اســت

 

 عـشــــق تــمــام رویـــای مــــن اســت

        خدانگهدار........

                

پادشاهي درويشي را گفت جمله اي گو كه در لحظات غم شاد و در لحظات شادي غمگينم سازد درويش گفت: اين نيز بگذرد...
                                    
 آري هـمـه چــيـز مـي گــذرد و تـنهـا تــو مـي مـانـي
تنـها تـو مــي مـانــي و گـذشـتـه هــا
تــو مــي مــانــي و كــرده هــايـــت
تـو مـي مــانــي و خـاطـراتــت
تــو مـي مـانـي بــا تــجـربــه هـايــت
و حــال چــه خــواهــي كــرد كـه آن نـيــز بـگــذرد 
 و تـــو مـي مــانــي و خـــدايـــت

دوسـتـان عـزيــزم و گـلــم  بـــرايـتــان جــسـمـــي ســالــم روحـي بــا طــراوت و عـشـقــي پــــاك را آرزو دارم!
نـاخــودآگــاه آن زمــان كــه مـتـلاطــم بــودم آرامــش را بـهــم هــديـــه داديــن
عـزيــزانـــم بــه خــاطـــر هـمـــه چــيـــز يــك دنـيــا ازتـــــون مـمـنـونـــم و
بـه انـدازه ي هــزاران آســمــان پـــر ســتـــاره ،بــه اندازه ي هــزاران سـبــد گـــل مــريـم ،بـه انــدازه ي هــزاران قـلـــب عــاشــق دوسـتـتــــون  دارم.

از هـــمــه ی دوســتـــانــی کــه تــو ایــن مــدت نـتــونـسـتــم بـهـشــون سـر بــزنــم عــذر مـیخــوام و از هــمــه ی اونــهــایـــی کــه یــار و یـــاورم تــو ایــن دو ســال بــودن مــمـنـونــم!نــمــی دونــم بـــــر مــی گــردم یـــا نـــه ......ولـــی هـــمــیــشــه بــه یـــادتـــون هــســتـــم ...........


يــــــــا حــــــــق!!

 
خـــدا نـــگـــــه دار !!

دوســتــي بــرگ گــلي نــيســت كــه بــر بـــاد رود تــشـنــه را آب مــحـال اســت كــه از يـــاد رود!

 نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم آبان 1387ساعت  توسط .•* *•.مـــريــــم.•* *•.

        پائیز می آید...

         

با سـلام خدمت هـمه دوسـتان گلـمامیدوارم که همتون خوب و خوش و سلامت باشین و عید عید فطر،عید آسودگی از آتش غفلت و رهیدگی از زنجیر نفس،بر میهمانان حضرت حق و همه ی شما دوستان گلم تبریک عرض میکنم 

خب دوستان میدونین امروز چه روزیه؟؟؟؟؟   دقیقا  ۲  ...   سال پیش فریاد عشق تو همچین روزی افتتاح شدو من به جمع شما گلان پیوستماز همکاری تک تکتون که بهم کمک کردین و نظرات قشنگتون که همیشه یارم بود و از حضور گرمتون که باحث روحیه دادن به من میشد ممنون و سپاسگذارمایشالله که تونسته باشم تو این ۲سال که در کنار هم بودیم دوسته خوبی براتون بوده باشمهمتونو دوســــت دارمو تولد وب همه دوستانی که در این ماه افتتاح شدن رو بهشون تبریک میگممخصوصا  تولد وب دوست خیلی خوبم مهبان گلم رو بهش تبریگ میگم http://be2omran.blogfa.comآرزوی موفقیت دارم  برای مهبان عزیز و تمامی دوستان گلم

                        

  

عید فطر، عید توفیق در عبودیت و معرفت و تهذیب نفس است
رمضان، دعوتی است به باز یافتن خودِگمشده، ندایی است، برای توجه به خدای فراموش
شده، ضیافتی است برای تناول از مائده ی تقوا و پایان این مهمانی خدایی،
عید فطر است، عید توفیق بر طاعت و اطاعت، عید توبه و تهذیب نفس، عید ذکر و یاد
محرومان و گرسنگان، عید کف نفس و کنترل خواسته ها
فطر، چیدن میوه هایی است که ازفطرت میجوشد!
فطر، سپاس نعمتی است که در رمضان نازل شده است
پیروزی بر خصم درون، جشنی روحانی دارد به نام عید فطر، که میثاق بستن با فطرت
را از سوی روزه داران مجاهده گر اعلام می دارد
عید فطر، پاداش افطارهای خالصانه و بجاست
مهر قبولی انفاق های با قصد قربت است، پایان نامه ی دوره ی ایثار و گذشت،
در مسایل مالی است
فطر، عید خداجویی و خداترسی و خداپرستی است. برکت بخشٍ ماه مبارک است
عید فطر، بر فاتحان عرصه های جهاد با نفس، گرامی باد.

پائیز می آید...
 

پائیز آمد .. بدون آنکه حتی لحظه ای درنگ نماید ...

کمی دقت کنیم صدایش را از میان قدمهای کودکان در کوچه و خیابان میشنویم...

کمی دقت کنیم بویش را از قطرات نمناک باران ،استشمام خواهیم کرد...

کمی حساس باشیم یقینا رد پایش را بر روی قلبمان نیز خواهیم دید..

آری پائیز فصل هزار رنگ از راه رسید...

بازهم یک شب مهتابی ، اما نه یک شب رویایی

باز هم آسمان بارانی ، اما باران دلتنگی نه عاشقی

باز هم امروز باز هم فردا ، اما اینبار بی هدف تر از گذشته...

انتظار تنها ذکر دقایق بی تو ...

و حالا آرزو ذکر دائمی قلب من

التماس ذکر مقدس چشمانم و چشمانم که از خیسی به رودخانه می مانند...

و تنها حسرتی مانده از دقایق ، ثانیه ها و ساعت های با تو بودن ...

دوری را دیده بودم اما فاصله را حس نکرده بودم ..

فریاد را شنیده بودم اما غم را ندیده بودم ...

بازهم پائیز، قلب مرا به یغما برد

بازهم پائیز آمد اما اینبار همراهی در کنارم نمی بینم...

شاید حتی همراهی برای قدم در میان برگهای بی جان ...

هنوز برگها نیز ترانه قدمهای عاشقانه ما را به خاطر دارند....

قدمهای به وسعت دو قلب عاشق ، قدمهایی به همنوازی همه درختان و شاید

قدمهایی از کرانه قلب عاشق من بر روی دفتر خاطرات زندگی سردم...

آری زمان صبر نمیکند روزی با تو حالا بدون تو از این فصل و کوچه های دلتنگی آن عبور میکنم...

اما پائیز نیز به دنبال نوای قدمهایت از قلب من کوچ کرده است ....

عشق را در پائیز باید شناخت ، جان را در همین فصل باید نثار کرد ،

شاید عقل را نیز در همین فصل می بایست به حراج گذاشت...

پائیز فصل قلب است ، فصل عشق است ، فصل جوانی و فصل خیانت است ....

در پائیز بیشتر از همیشه عاشق میشویم ...

بیشتر از همیشه خیانت میکنیم و از همیشه بیشتر دوست میداریم....

 
 
با مقدمه یا بی مقدمه تنها می گویم
 
پائیز را غنیمت شمارید تا هنوز نرفته است

 نوشته شده در  چهارشنبه دهم مهر 1387ساعت  توسط .•* *•.مـــريــــم.•* *•.

  

        انا انزلناه فی لیله القدر!!!

شب قدر شب خداست که درآن تمام ملائکه و افضل آنها روح به زمین مى‏آیند و با حضور

در پیشگاه آقا امام زمان(عج) تمام امور را به حضرت تقدیم مى‏دارند. این شب،

شب اتصال زمین به آسمان است و شب یافتن کلید هستى.

شب قدر، شبى است که در آن تقدیر خلق و اجتماع تعیین و با ارائه به ‏محضر مقدس

حضرت مهدى (عج) صلاحیت آن امور تأیید و یا رد می شود .

شب قدر معادل هزار ماه و یا به عبارتی ۸۴ سال است و هر کس به اندازه قدر خویش

این ارزشهای این شب را درک مى‏کند.

دراین شب فاصله زمین و آسمان به حداقل مى‏رسد، دعاى بندگان مستجاب مى‏شود و درهاى

‏غفران الهى به روى بندگان باز است.

انسانهایی که قدر و ارزش فرصتها را می دانند با آگاهی از برکت این شب فرخنده، 

با تمام وجود به منظور کسب فیوضات الهی تلاش می کنند، روح را صفا داده و خود 

را براى درک سرنوشت ‏خوب، روزى حلال و حوادث دلپذیر روحانى و معنوى آماده

می کنند . 

شب قدر، شب تقدیر پروردگار است و درعین حال شب تصمیم‏ انسانهایى که مى‏توانند در

این شب خود را آماده براى تبعیت از اسلام عزیز و قرآن کریم کنند .

شب قدر، شب بریدن ازغیر خدا و پیوستن به معبود است.

مومنان اين شب‌ها را به راستي قدر مي‌دارند و با زلال اشك، غبار روح را شست وشو

مي‌دهند و با نيايش و دعا و تدبر در آيات الهي حلقه‌هاي گسيخته ارتباط خويش با ذات حق

را ترميم مي‌كنند.

این روزها و شبها مسجد کوفه داغدار می شود و تا ابد رخت سیاه بر تن کعبه میکند.

هنوز هم شب داغدار و سیه پوش علیست.

امشب قرار است چه بر سر قرآن ناطق بیاید؟؟؟

از کعبه ی ولادت تا محراب شهادت فاصله ای از نور بود که طی کرد و همانند بسیاری

از صفاتش منحصر به فرد بود.

اللهم العن قتلة امیرالمومنین علیه السلام.

        

 نوشته شده در  جمعه بیست و نهم شهریور 1387ساعت  توسط .•* *•.مـــريــــم.•* *•.

        سرگذشت یک سوسک!!!!!!

بـــا عـرض ســلام وآرزوی قــبولی طاعــــات و عــبـــادات شــمــا عــزیـــزان در ایــن مـــاه مـبــارک!!!!

اول ایـنکــه از هــمه دوســتان گــلم مــعذرت می خوام بــه خـاطر ایـنکــه نــمیتونم زود به زود بهتون سر بزنمامیدوارم منو ببخشینایشالله در اسرع وقت از شرمندگیتون بیرون میامو اما در مورد آپ امروز امروز یه داستانی ازسر گذشت  یک سوسک  رو که در ۳۶۰یکی از دوستان خوندم و به نظرم جالب امد رو براتون میذارم امیدوارم که  شما هم خوشتون بیاد

                           

بعداز اون روز پرمشغله و گرم تابستاني ، تنها چيزي كه میتونست خستگي رو از من جدا كنه و كمي حالم رو جابياره دوش گرفتن با آب خنك بود . سرشب به آپارتمانم رسيدم به سرعت لباسهام رو در آوردم و وارد حمام شدم كه چشمم به يك مهمان ناخوانده افتاد كه اصلا در اون شرايط انتظار ديدنش رو نداشتم ، درست وسط حمام يك سوسك سياه و درشت ديدم كه شاخك هاش رو داره تكون ميده . احتياج من به حمام با آب خنك اونقدر شديد بود كه تصميم گرفتم اجازه فرار كردن بهش بدم ولي اصلا از جاش تكون نخورد و فقط شاخك هاش رو تكون ميداد . تازه جايی رو انتخاب كرده بود كه درست تو دست و پاي من بود . كاسه صبرم لبريز شد و تصميم به كشتن سوسك گرفتم دمپايي رو از پام در اوردم تا يك ضربه جانانه به سرش درست بين دوتا شاخك هاي لنگه به لنگش بزنم كه يك دفعه يه صدايي گفت نزن ! اولش فكر كردم وجدانمه كه انقدر بد صدا گفت نزن و از اون جايي كه خيلي جاها ميشه به صداي وجدان گوش نكرد اهميتي بهش ندادم و دمپايي روبالا تر بردم كه سوسك گفت : مگه كري آقا ! بهت ميگم نزن يعني نزن شما ها مسخره كردين ؟ يعني چي تا يه سوسك مي بينين سريع خودتونو مسلح ميكنين به ابزار كثيفي مثل دمپايي و ميخوايد
ناكارش كنيد اگه الان جاي من پلنگ اينجا بود اول در ميرفتي چون سوسكم دمپايي ميكشي ؟
(چون داستان ما خيالي است و قرار است كه كوتاه باشد بنابر اين شخصيت انساني داستان سريعا اين
موقعيت را قبول ميكند و ما لحظات پرتنش و اضطراب به باور رسيدن اين شخصيت را حذف مينماييم)
- معذرت ميخوام ميخواي اجازه بده حموم كنم بعد باهم ميريم سينما شب رو هم كنار هم مي خوابيم ؟ معلومه كه ميكشمت آخه تو سوسكي
- انتظار داشتي از چاه حموم خونت پري دريايي بياد بيرون ؟ بعدم هر چيزي يه اسمي داره من هم سوسكم تازه من يه روزي مثل تو بودم حالا سوسك شدم و تا جايي كه يادمه از توهم خيلي خوشگل تر بودم . تواگه يه روزي شانس بياري و سوسك بشي از اين سوسك هاي زشت و بي ريخت ميشي كه زنها رو به سكته ميندازه اين سوسك هاي چسبونكي كثيف
- سوسك شدن مگه شانس مي خواد؟
- معلومه كه ميخواد بيشتر آدم هاي مهم تاريخ سوسك شدن من هم خودم آدم خيلي مهمي بودم
- مثلا كي؟
- من ديده بان حقوق بشر بودم
زدم زير خنده كه با صدايي قاطع گفت:
اصلا تو ميدوني تعداد آدمهايي كه سوسك ميشن از تعداد خود سوسكها بيشتره؟اصلا با اين كه آدمها تقريبا اصلي ترين دشمن سوسك ها هستن بيشترين كمك رو به ازدياد جمعيت ماميكنن همين چند دقيقه اي كه من و تو داريم با هم صحبت ميكنيم ميدوني چند صد نفر از آدمها سوسك شدن ؟اصلا خود تو معلوم نيست فردا چي باشي
- با تعجب پرسيدم شوخي ميكني ؟
- نخير فكر نكنم حمام جاي مناسبي برای شوخي من و شما باشه اونم با اين هيبت زشت تو اقلا يه لباس تنت كن و من رو از اين فضاي مخوف كه من رو فقط ياد خاطرات غم انگيزم ميندازه بيرون ببر
من ترجيخ دادم كه حمام رو وقت ديگري موكول كنم و خاك انداز رو براي بردن سوسك به حال هواه خودم آوردم كه با تشر گفت :
- اقلا كمي فرهنگ داشته باش و از خودت خجالت بكش من كه بهت گفتم چه سمت مهمي داشتم
- چقدر فيس و افاده داري .انتظار نداري كه بغلت كنم و با خودم ببرمت
- نه لااقل يه كاغذ تميز بيار
يه صفحه روزنامه باطله نقش ليموزين آقاي ديده بان رو بازي كرد و بردمش توي هال و كنارهم نشستيم
آهي از ته دل كشيد و پرسيد :
- ميدوني براي چي به حمام تو اومده بودم ؟
- اميدوارم براي ديده باني نبوده باشه چون سرك كشيدن تو حمام مردم بيشتر به چشم چروني ميخوره تا ديده باني بعدم توي حمام كسي نميتونه تنهايي حقوق بشر رو زير پا بگذاره تازه من از اهداف و احساسات سوسك ها هيچ اطلاعي ندارم
- اومده بودم خودم رو بكشم ولي وقتي دمپايي رو بردي بالا احساس كردم قبل از مردن لازمه حرفامو به يه نفر بزنم برا همين پشيمون شدم
- راه بدي رو انتخاب كرده بودي چون ممكن بود پشيموني سودي نداشته باشه
زير لب گفت:
- ميدونم
-حالا براي چی میخواستي خودكشي كني ؟
- من مدتهاي زيادي عاشق يه سوسك بودم . خيلي خوشگل بود ،شاخك هاي بلند چشمهاي درشت ، بال هايي كه برقش چشم همه سوسك ها رو خيره ميكرد وقتي راه ميرفت همه سوسكها كارشون رو ول ميكردن و فقط به قدم زدن اون نگاه ميكردن مثل يك سمفوني زيبا راه ميرفت منظم و باشكوه
- ببينم سفير صلح ايران تو يونيسف نبود؟
با يه حالتي كه انگار داره با يه عقب افتاده صحبت حرف ميزنه كلمه نخير رو برام هجي كرد و ادامه داد كه اون ذاتا يه سوسك بود
- وقتي كه بچه بود خانوادش رو توي سم پاشي ازدست داد و به طور معجزه آسايي خودش جون سالم به در برد وقتي ازدواج كرد شوهرش رو تو ماه عسل جلوی چشمش با دمپايي كشتن تازه محض احتياط سرش روهم له كردن . ميدوني ... خيلي سخته عزيز ترين كست رو جلوي چشات بكشن اونم با دمپائي
- خبه حالا توام ميخواستي برا كشتن يه سوسك لشگر خبر كنن و سلاح ليزري بيارن
- آخه عمق فاجعه اين جاست كه همه آدما زورشون به ما ميرسه حتي كسي كه به سوسك ميگه سوكس هم با اولين دمپايي ميتونه زرنگ ترين مارو بكشه ،سوسك كشي هيچ مهارت خاصي نميخواد زنهايي هم كه ميگن از سوسك ميترسن يا بدشون مياد فقط حرفه پاش بيفته و كسي رو برا ناز كردن نداشته باشن از مردها بيرحم تر سوسك كشي ميكنن
- خب خاله سوسكه بعد از مردن شوهرش چيكار كرد ؟
- بيچاره افسرده شده بود و از من هم به خاطر گذشته ننگين آدم بودنم بيزار بود انقدر زير پاش نشستم تابهش ثابت كردم كه چقدر دوستش دارم بعد ازدواج كرديم و باهم قرار گذاشتيم كه هرگز دور و بر آدمها نپلكيم حتي اگه گرممونم شد همونجا تو چاه بمونيم بعد از چند وقت ما صاحب يه پسر شاخك زري شديم خيلي خوشگل بود دست و پاهاش بلوري بود
- خوب
- هفته پيش بچمون تازه راه افتاده بود و تاتي تاتي ميكرد كه برديم يه دروي بزنه يك لحظه ازش قافل شديم ديديم دم چاه حمام آپارتمان بغلي توداره به سمت بيرون ميره رنگ مادرش شد مثل گچ من هم وضع بهتري نداشتم به سرعت به طرفش دويديم صداي جيغ از بيرون چاه ميومد يه زن مدام مثل اين كه سوزنش گير كرده باشه داد ميزد سوسك ! سوسك ! ماكه بيرون رسيديم كار از كار گذشته بود و مردي با جارو بالاي سر پسر ما ايستاده بود همسرم جلو رفت تا جارو به اون بخوره ولي مرد انگار تبحر خاصي داشت و در يك ضربه جارو پسرم و همسرم رو له كرد با دست و پايي سست به داخل چاهك برگشتم صداي مرد توي حمام ميپيچيد كه ميگفت : عزيزم سوكس كه ترس نداره ديدي بايه ضربه لهشون كردم تو تا منو داري از هيچ چيز نترس من مثل كوه پشت تو ايستادم . زن با صدايي كه از رضايت پر بود گفت مرسي عزيزم .صداي آب جاي صحبت هاي پر از فداكاري و شجاعت و عشق رو گرفت و آب با خودش دستها و پاها و شاخك هاي زن و پسرم رو به چاه اورد وقتي شاخك كوچولوي پسرم رو ديدم ديگه نتونستم تحمل كنم زدم زير گريه يك هفته كارم همين بود فقط گريه كردم و بعد تصميم گرفتم همون جايي كه عزيزانم كشته شدن خودم رو بكشم وقتي به همون راه آب رفتم ديدم درش رو با توري بستن و چون تصميمم براي خودكشي قطعي بود ، به حمام تو اومدم و بعد هم كه ديگه خودت ميدوني چي شد حالا من حاضرم ميتوني منو بكشی!!!!
              
(براي اينكه اين داستان نتيجه اخلاقي داشته باشه سوسك قصه ما پس از صحبت هاي فراوان با مرد از تصميم خود براي خودكشي منصرف ميشود و مرد هم براي اينكه نشان دهد يك اتفاق چگونه ميتواند انسان را زير و رو كند تصمیم ميگیرد و يك (ان جي او) تشكيل مي دهد براي حمايت از سوسكها كه اين( ان جي او )هم اكنون در سراسر جهان ميليون ها عضو سوسك دوست دارد و شعار اين گروه اين است :شايد فردا شما سوسك باشيد)
            

 نوشته شده در  یکشنبه هفدهم شهریور 1387ساعت  توسط .•* *•.مـــريــــم.•* *•.

  

        رمضان مبارک!!!

اللهم رب شهر رمضان _حلول ماه ميهماني خدا ماه رحمت بي منتها ماه استغفار و بازگشت به سمت خدا ماه مناجات عاشقانه ماه قران ماه دلهاي پاک ماه صفا و محبت ماه . . . را بر همه عاشقان خدا جو تبريک عرض ميکنم. التماس دعــــــــــــــاي مخصوص از همه عزيزان

                 

 نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم شهریور 1387ساعت  توسط .•* *•.مـــريــــم.•* *•.

        یــــادی از گـــــذشــــتـــــه!!!

و اين منم ... زنی تنها ... خط نوشته ای نا تمام يافتم ... گمانم از آن روزهایی که هنوز این همه اتفاق ناخواسته ... تقويمم را سياه نکرده بود! و چه ناشکرانه نگاشته بودم که امروز در حسرت آن روزها هم مانده ام به درد ... تمامش کردم چنان که شايسته ی نوشتن گردد در اين صفحه ی به مرگ ِ سکوت ... مُرده ! آخرين کلامم باشد شايد ... با تو ! و باز به ميهمانی شب های لاجوردی ات آمدم ... چنان هميشه بی دعوت! کاش همان بودی هنوز ... که شناخته بودم ! عا شقانه خواستم خواسته هايت را ! تمام آنچه که بر آمد و بر نيامد از دستم ... هرچند اگر تو ... ديگر تو نباشی ! هرچند فراموش شده باشی به حرف های نا محترمانه ! و فراموش کرده باشی همه چيز را به لمس انگشتانی موزون و نگاهی سرشار از برق عاشقی ! رفتی ... به دنبال رنگ و لعاب هايی همه از جنس مجاز ... رفتی ... چنان که دورترينی از من ... تو که نزدیک ترينم بودی!!! ماندم که می خواستم بمانمت ... رفتی ... هرچند به خيالت مانده ای هنوز! خفقان می گيرم به سکوت که مقصودم را چنان که دوست داری ... فهميدی ... نه چنان که منظورم بود ... من فراموش شدم در زير خروارها کلام ناپسند و رفتار ناشایس  گذشته باشد از آن روز که کسی آموخت مرا که زمزمه کنم زير لب : و اين منم زنی تنها در آستانه ی فصلی سرد ... می روم که بمانی و خوش بمانی و آسوده بمانی ! می روم که دروغ هايت رنگ حقيقت گيرد و نقش هايت به زندگی ات نزديک تر باشد ! يادت باشد به چند فروختی ام !!! همين و ديگر هيچ ... و طلوع و سحر، و فروغ و اثر، و چراغ شب يلدای کسی باش گلم ... و بهار و نسيم، و نگار و نديم، ودل آرام و تسلاي كسي باش گلم ... ابر شو، باران باش، برف كوهستان باش، ياري پنهان باش ... چشمه جاري صحراي كسي باش گلم ... زندگي دريايي است، پر تلاطم، پر موج ... گاه موجي آرام ... گاه موجي در اوج با دلي دريايي، زورق و ساحل درياي كسي باش گلم ... اختري كن هر شب، خاوري كن هر صبح روشني كن هر روز، ياوري كن هر دم ... ماه و خورشيد كسي، قهرمان غم و كم هاي كسي باش گلم ... جرسي، نفسي، و مسيحاي كسي باش گلم ...

شهریست در کنار آن شط پر خروش
با نخلهای در هم و شبهای پر ز نور
شهریست در کناره آن شط و قلب من
آنجا اسیر پنجه یک مرد پر غرور
شهریست در کناره آن شط که سالهاست
آغوش خود به روی من و او گشوده است
بر ماسه های ساحل و در سایه های نخل
او بوسه ها ز چشم و لب من ربوده است
آن ماه دیده است که من نرم کرده ام
با جادوی محبت خود قلب سنگ او
آن ماه دیده است که لرزیده اشک شوق
در آن دو چشم وحشی و بیگانه رنگ او 
 ما رفته ایم در دل شبهای ماهتاب
با قایقی به سینه امواج بیکران
بشکفته در سکوت پریشان نیمه شب
بر بزم ما نگاه سپید ستارگان
بر دامنم غنوده چو طفلی و من ز مهر
بوسیده ام دو دیده در خواب رفته را

در کام موج دامنم افتاده است و او
بیرون کشیده دامن در آب رفته را
کنون منم که در دل این خلوت و سکوت
ای شهر پر خروش ترا یاد میکنم
دل بسته ام به او و تو او را عزیز دار
من با خیال او دل خود شاد میکنم

 نوشته شده در  یکشنبه بیستم مرداد 1387ساعت  توسط .•* *•.مـــريــــم.•* *•.

  

        تولدم مبارک............

براي بیست و سومین بار متولد شدم

خــداوند لحظاتي نــو برايم آفريــد و به من

گرمي آفتــاب را براي عشـق ورزيدن

گـل ها را براي زيبـــا نگريستن

بـــاران را براي پـــاك بودن

بـاد را براي بـارور كردن

شب را براي آرميدن

و ... هديه داد

خدايا ، مهربانم

با تمام وجود سـر تعــظيم فـرود مـــي آ ورم

كه شوق نفس كشيدن را در من آفريدي

من دوباره متــــــــولد شدم

براي عشـــق ورزيدن

براي عاشق بودن

براي با تو بودن

سپــــاس

سپاس

براي روز ميــلادم، اگر تو به فکر هـديه اي ارزنده هستي

منو با خود ببر تا اوج خواستن، بگو با من که با من زنده هستي

که من بي تو نه آغازم نه پايان، تو يي آغاز روز بودن من

نذار پايان اين احســـاس شيرين، بشه بي تو غـم فرســـودن من

بذار از داغي دستاي تــنها، بگيري هرم گرم و بستر من

بذار با تو بســـوزه جسم خستم، ببـيني آتــش و خاکــستر مـن

تو اي تنها نـــياز زنده موندن، بکش دست نـــوازش بر سر من

به تن کن پيرهني رنگ محــبت، اگـــه خواستي بياي به ديــدن من

                                       

 

                                       

 

 نوشته شده در  یکشنبه سی ام تیر 1387ساعت  توسط .•* *•.مـــريــــم.•* *•.

  

        (¯`•.*.درد دل.*•´¯)

ای کـاش تـنـهــا یـکـنـفــر...

هــم در ایــن دنــیــا مـــرا یــاری کـنــد ..

ای کـــاش مـــی تـــوانــستـــم ...

بــا کـسـی درد دل کـنـــم تـــا بـگــویـــم کــه ...

مــن دیــگــر خـســتـــه تـــر از آنـــم کـــه زنـــدگــی کـنـــم

تـــا بـــدانـــد غــم شـبــهـــا یــــم را....

تــــا بــفــهــمـــد درد تــــن خــستـــه و بـیــمــــارم را .....

قــانـــون دنــیـــا تــنـــهــایـــی مـــن اســـت

و تـنــهــــایــی مـــن قـــانـــون عــشـــق اســـت....

و عــشـــق ارمــغـــان دلــدادگــیــســت......

و ایـــن ســـرنــــوشـــت ســـادگـیــســـــت....
.•* *•..•* *•..•* *•..•* *•.
گـفتـي كــه بـه احـتـرام دل بـاران بـاش

بــاران شـدم و بـه روي گــل بـاريـدم

گـفتي كـه بـبـوس روي نـيلـوفـر را

از عـشـق تـو گـونـه هـاي او بوسيدم

گفتـي كـه سـتـاره شو دلـي روشـن كن

من همچون ستاره برگلهاها تابيدم

گفتي كه براي باغ دل پيچك باش

بـر ياسـمـن نـگـاه تــو پـيـچـيـــدم

گفتي كه براي لحظه اي دريا شو

دريـا شـدم و تـرا بــه سـاحـل ديـدم

گفتي كه بيا و لحظه اي مجنون باش

مـجـنــون شـدم و ز دوريــت نـالـيــدم

گـفتـي كــه شكوفـه كـن بـه وقـت پـايـيـز

گـــل دادم و بــا تـرنـمت رويـيــدم

گـفـتـي كــه بـيــا و از وفـايــت بـگــذر

از لـهـجـه بــي وفــايـيـت رنـجـيــدم

گـفـتـم كـه بـهـانـه ات بـرايــم كـافـيـسـت

مــعـنـاي لـطـيــف عـشـق را فـهـمـيــدم
.•* *•..•* *•..•* *•..•* *•.
تـــمــام احــســاســم مــال تـــوســت

بــهـتــریــن عــطـرهــایــم از نفـسـهــای..

تـــو ســاخــتـــه مــی شــود

مـــن بــــرای لــبـخـنــدت دلتــنـگــم..

و بــرای تـــمــام حــرفــهــایــت

مــن هــرگــز از تــو خــســتــه نمیشــوم..

و هــرگز جــز بــرای تــو زنــدگــی نــکــردم.

نــاجــی شــبـهــای بــی کســی ام خــالــصــانــه

مــی ســتــایـــمـــت!!!!

تـــمــــامـی احـــســاســم فــــدای حـــضـور

پـــاکــــت نـــــازنــیــــن...

        منوي اصلي
         (¯`•.*.دوســـتــــان.*•´¯)

تنها برای جوانان(مهدی گلم)
کلبه ی عشق (الهام و نگین عزیزم)
بی تو حتی در نگاه لحظه ها هم نیستم(داداشی گلم بهمن)
عکسهای خفن ایرانی
دنـیـــای عـشـــق (مریم عزیزم)
رایانه و ترفندهای آن(آرمان عزیز)
خاطرات تلخ و شیرین(سرور عزیزم)
عشق آبـــــی(سارا عزیزم)
زلف آشفته (فاضل عزیز)
پاك باش بي باك باش(داداش صادق گلم)
دل تنگیهای دو عاشق(وبلاگ دوم خودم)
دل شکسته ی من(سیما جونم)
گالری-0098(پاشا عزیز)
شکست و شکست(ناجی عزیز)
سما و میثم(پسر و عروس گلم)
تبسم عشق(امیر عزیز)
برمودای عشق(بابک عزیز)
گیتار علی نصری(علی عزیز)
بيا بخند و لذت ببر (حميد عزيز)
نــانــازی نــانـــازه (عـلیـرضـا عـزیــز)
اندکی صبر سحر نزدیک است(نیلوفر آبی)
داداش امــیـــــر
مـسـافــری از سـرزمـیــن عـشـــق
آسمـــان شــب(داداش مصطفی)
زیـــبــــای خـفـتـــــه(سفید برفی)
تـــنها امیــــــد زنـــــده بــــودنــم(سرور عزیزم)
حـســـــرت عـشـــــق(ایوب گلم)
دل عــاشـــــق(شیوا عزیزم)
عـشــق جـاويـــدان(داداش حسين)
نکته های آموزنده‘و سخن های دانشمندان جهان‘جدیدترین خبرها
(¯`•.*.دوســـتــــان.*•´¯)

       (¯`•.*.دوســـتــــان.*•´¯)

.•*عاشقانه های داوود(پسر عمه عزیزم) •*.
.•*ساحل غم(علی گلم)•*.
.•*عشق سپید(سروش عزیز)•*.
.•*خاطرات تلخ و شیرین(سرور عزیزم)•*.
.•*عشق آبـــــی(سارا عزیزم)•*.
.•*زلف آشفته (فاضل عزیز)•*.
.•*پاك باش بي باك باش(داداش صادق گلم)•*.
.•*.تقدیم به شما؟......•*.
.•*.يک عکس دوست داشتنی...•*.
•*..•*.ضرز نمی کنی.......•*..•*.
•*..•*.دوست گلم(مهسا)وبلاگی زیبا و عشقولانه•*..•*.
•*..•*.نکته ها و سخن های دانشمندان جهان‘..•*..•*.
•*..•*.عـــشــــــــق و زنـــــــدگـــــــی(شایان عزیزم)•*..•*.
•*..•*.خدایا چرا عشق را آفریدی ؟؟؟؟(جمال عزيزم)•*..•*.
•*..•*.عـشـــق آسـمـــانـــی(افسون گـلـــم)•*..•*.
•*..•*كوچه پشتي(صالح عزيز)•*..•*
•*..•*.پــيـــر شـــدم، پــيـــر تو اي جـوانــي(امير گلم)•*..•*.
•*..•*.ســرطـــان عـشــق(فروغ و فاضل عزيزم)•*..•*.
•*..•*.حـرف زیـبـــا(داداشــم مـحـمــدرضــا) •*..•*.
•*..•*.پـــاك مـثـــل بــاران(بهـــار عـزيــزم) •*..•*.
.•*.دانلود بهترين موزيكها از سراسر جهان(بهروز عزيزم)•*.
•*..•*.دوســت عـزیــزم نـــــگاه •*..•*.
•*..•*.عـشـــــق حـقـیـقــــی(مصلح عزيزم)•*..•*.
•*..•*.بــراي زنـدگــي كـــردن(نوشين جونم) •*..•*.
•*..•*.ابــــی توپـل عـا شـق ابــــرو •*..•*.
•*..•*.دل كده(مسعود و ساغر)•*..•*.
•*..•*.رنـگـيــــن كـمـــان(شاپور عزيز)•*..•*.
•*..•*فقط خودم فقط خودت(درياگلم)•*..•*
•*..•*دانلود بهترين آهنگها(مهرداد عزيزم)•*..•*
•*..•*شيطونك(فرشيد عزيز)•*..•*
•*..•*.فـقــط عـشـــــق(تـيـنــا عـزيــزم)•*..•*.
•*..•๑ آخــرین نـــفس (مهبان عزیز)•*..•*
•*..•*حـســــرت عـشــق(عسل عزیزم)•*..•*
•*..•*آرام ولـــــی ســـاكـــــت•*..•*
•*..•*حرفـهـای عـاشـقــانـه(كيوان عزيزم)•*..•*
•*..•*اس ام اس و عشقولانه(محمد عزيزم)•*..•*
•*..•*فـمـســــق(فهیمه عزیزم)•*..•*
•*..•*لاله واژگون(سپهر عزيز)•*..•*
•*..•*من و غربت (سمیه عزیزم)•*..•*
•*..•*دیوان عشق(متین عزیز)•*..•*
•*..•*بیا تو پیدا می کنی(توحید عزیزم)
•*..•*بی تو هرگز...(مریم و حسین عزیز)•*..•*
•*..•*هک،بوت،آهنگ.....(فرهود عزیز)
•*..•*سیاه پوش(شیرین عزیزم و دوستانش)•*..•*
•*..•*ســـر چـشـمــــه نزدیکست(مریم عزیزم)•*..•*
•*..•*کــاکــتـــوس(امین عزیز)•*..•*
•*..•*یاس کبود(مهدی عزیز)•*..•*
•*..•*حمید سیستم(حمید عزیز)•*..•*
•*..•*فــنــــا(شیرین عزیزم)•*..•*
•*..•*هزار و یک شب(الهام عزیزم)•*..•*
•*..•*پـشــــت خـطـــی•*..•*
•*..•*عشـق صـدای فـاصـله هـا(شایان عزیز)•*..•*
•*..•*غروب عشق(جواد عزیز)•*..•*
•*..•*دانلود عکسها و کلیپ های جدید(فرشید عزیز)•*..•*
•*..•*بيا بخند و لذت ببر (حميد عزيز)•*..•*
•*..•*live just for asma(محمد عزیز)•*..•*
•*..•*tere naam(افشین عزیز)•*..•*
•*..•*گربه سگ(فرشيد عزيز)•*..•*
•*..•*حالا بیا اینجا اون جا نه(اسی عزیز)•*..•*
•*..•*تنها ترینم منو تنها نذار(چنگیز عزیز)•*..•*
•*..•*سنندج(فرهاد عزیز)•*..•*
•*..•*رد پای غربت(مانی عزیز)•*..•*
•*..•*هزار و یک شب(امیر حسین عزیز)•*..•*
•*..•*عشق,اس ام اس ,عکس عاشقانه(حبیب عزیز)•*..•*
•*..•*دفتر ایام(مهدی عزیز)•*..•*
•*..•*عشق بی همتا(سعید عزیز)•*..•*
•*..•*عشق رازی مقدس(نگار عزیزم)•*..•*
•*..•*باران عشق(آرمین عزیز)•*..•*
•*..•*اخرين تلاش(امین عزیز)•*..•*
•*..•*عشق من (مهدی عزیز)•*..•*
•*..•*عشق كوچولوی من(مهرداد عزیز) •*..•*
•*..•*گل یخ(ساناز عزیزم)•*..•*
•*..•*دل تنگیهای دو عاشق(وبلاگ دوم خودم)•*..•*
•*..•*دل شکسته ی من(سیما جونم)•*..•*
•*..•*گالری-0098(پاشا عزیز)•*..•*
•*..•*شکست و شکست(ناجی عزیز)•*..•*
•*..•* فصل بارونـی (وحید عزیز)•*..•*
•*..•*برمودای عشق(بابک عزیز)•*..•*
•*..•*دنیای عـشـــق(مریم عزیزم)•*..•*
•*..•*بيا بخند و لذت ببر (حميد عزيز)•*..•*
•*..•*فانوس عشق(فرزانه جونم)•*..•*
•*..•*بهترین عکس های دنیا(احسان عزیز)•*..•*
•*..•*~~!...v!st@....h@ck ~~(ساسان عزیز)•*..•*
•*..•*به نام تك صليب كليساي عشق(ایرج عزیز)•*..•*
•*..•*شهنان تبریک گویان(اشکان عزیز)•*..•*
•*..•*توسعه سینما (M.T.C)•*..•*
•*..•*حرف دل،جملات زيبا،عكسهاي زيبا(فردین عزیز)•*..•*
•*..•*تبسم زندگی(لیلا عزیزم)•*..•*
•*..•*سلام بهار(راحیل جون) •*..•*
•*..•*عاشقان قلب پاک دارند(فرشاد عزیز)•*..•*
•*..•*دوست دارم(علی عزیز)•*..•*
•*..•*پرسه های عاشقانه(علی عزیز)•*..•*
•*..•*تو را می خوانم(سارا عزیزم)•*..•*
•*..•*حاجی ارزونی (حسین عزیز)•*..•*
•*..•*ستاره شب(راحیل جون)•*..•*
•*..•*کارت پستال(محمد عزیز)•*..•*
•*..•*مـسـافــر سبز جاده های زندگی•*..•*
•*..•*صداقت(مهشید و مهناز عزیزم)•*..•*
•*..•*مسافر عشق(امیر عزیز)•*..•*
•*..•*اولین غم من ..آخرین نگاه توست(مینا عزیزم)•*..•*
•*..•*عاطفه جون•*..•*
•*..•*سکوت و تنهایی (پارسا عزیز)•*..•*
•*..•*تبسم عشق(امیر عزیز)•*..•*
.•*دیوان شعر(قاسم عزیزم) •*.
:: قالب ساز ::

        آرشيو موضوعي
جکهای جدید
ترفند های ریجیستری
ترفند های ویندوز
تیکیه گاه
زندگینامه دانشمند.فیلسوف : هر اکلیت
خبرنامه
من کی هستم!
اطلاعات عمومی
عکسهای جذاب
رندگینامه کریستیانو رونالدو
مطالب عاشقانه جدید.....
دختر آسیابان و شیطانک........
هک کن ((حالشو ببر))
مقالات آموزشی امنیتی کامپیوتر.......
دانستنیهایی درباره یاهو مسنجر....
مقالات آموزشی انترنت.........
        نوشته هاي پيشين

هفته سوم آبان 1387
هفته دوم مهر 1387
هفته چهارم شهریور 1387
هفته سوم شهریور 1387
هفته دوم شهریور 1387
هفته سوم مرداد 1387
هفته چهارم تیر 1387
هفته اوّل تیر 1387
هفته سوم اردیبهشت 1387
هفته چهارم اسفند 1386
هفته دوم اسفند 1386
هفته چهارم بهمن 1386
هفته سوم بهمن 1386
هفته چهارم دی 1386
هفته دوم آبان 1386
هفته چهارم شهریور 1386
هفته سوم مرداد 1386
هفته سوم تیر 1386
هفته سوم فروردین 1386
هفته چهارم اسفند 1385
هفته سوم اسفند 1385
هفته اوّل اسفند 1385
هفته چهارم بهمن 1385
هفته سوم بهمن 1385
هفته دوم بهمن 1385
هفته اوّل بهمن 1385
هفته چهارم دی 1385
هفته سوم دی 1385
هفته دوم دی 1385
هفته اوّل دی 1385
هفته چهارم آذر 1385
هفته سوم آذر 1385
هفته دوم آذر 1385
هفته اوّل آذر 1385
هفته چهارم آبان 1385
هفته سوم آبان 1385
هفته دوم آبان 1385
هفته اوّل آبان 1385
هفته چهارم مهر 1385
هفته سوم مهر 1385
هفته دوم مهر 1385

        امکانات

 RSS  

POWERED BY
BLOGFA.COM
طراح قالب: مينوس
کاش مــي شد بر جـــــدايي خشــــم کرد شاخه هاي نســترن را با تواضع پخش کرد کاش مي شد خانـــه اي از مهـــر ساخت مهـــــــرباني را در آن سر مشـق کرد****سوختم باران بزن شايد تو خاموشم کني / شايد امشب سوزش اين زخم ها را کم کني آه باران من سراپاي وجودم آتش است / پس بزن باران بزن شايد تو خاموشم کني ****ای کاش دنیام از دنیایی هم که الان دارم کوچیکتر بود خیلی کوچیکتر حتی به کوچیکی یه ارزن ولی اینقدر برام تنگ و سخت و دلگیرو تلخ نبوددددددددددددددددددددددددددددددد.">.•*. .*•.يادمان باشد اگر شاخه گلي را چيديم وقت پر پر شدنش سوز و نوايي نکنيم ... يادمان باشد سر سجاده عشق جز براي دل محبوب دعايي نکنيم ... يادمان باشد از امروز خطايي نکنيم گرچه در خود شکستيم صدايي نکنيم ... يادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند طلب عشق ز هر بي سر و پايي نکنيم.•*. .*•چنان بی تابم که دلم می خواهد بدوم تا ته دشت بروم تا سر کوه دورها آوایی است که مرا می خواند.•*. .*•.خدايا قلب من غمگينه امشب دلم چون لاله خونينه امشب نمي دونم چرا دست زمونه گل عمر منو مي چينه امشب دلم گنجينه غم هاي بسيار وجودم خسته از تكرار و تكرار دل من ديگه از جبر زمونه شده از زندگي بيزارو بيزار > .............................

>